سفارش تبلیغ

ثبت شرکت
صبا

اشعار آئینی غفاری


بسم الله

ای خوشا آنکس که قرآن را تلاوت می کند

از قوانین   کتاب حق اطاعت می کند

بر لب قاری زند فوج ملائک بوسه ها

چونکه آیات خدا را او قرائت می کند

حفظ این گنج امانت آدمی را مشکل است

ای بسا گاهی خیانت در امانت می کند

هر کسی راه حقیقت می نماید جستجو

بی گمان وی را کتاب اله هدایت می کند

ای مسلمان عترت پیغمبر از قرآن بدان

هر یکی بر دیگری زیبا دلالت می کند

روز محشر چون شود آید بشر پای حساب

آن زمان قرآن ز بعضی ها شکایت می کند

ای قلم یادی نما زان سر که بر سر نیزه بود

کوفیان دیدند که او قرآن تلاوت می کند

آه یا صاحب زمان این نکته را بر من ببخش

گرچه مطلب راچنین راوی حکایت می کند


گوید  او  چندین نفر دیدم ز قوم  اشقیا

بر سر جدت حسین هر یک جسارت می کند

ناطق  قرآن  حق را می زدند سنگ  جفا

میزبان مهمان نوازی با عداوت  می کند

ناگهان  بانگی برآمد  از میان  محملی

یا حسین دانی که زینب جان فدایت می کند

ای  هلال  یکشبه  پشت  شفق  می بینمت

رنگ رخسار تو با لاله رقابت می کند

از جمال حق نما  جاری بود خون  خدا

در قیامت این رخ گلگون قیامت می کند

راس تو خونین و راس زینبت سالم بود

شاهد روز ازل بر ما  نظارت  می کند

سر زنم بر چوب محمل تا شوم هم رنگ تو

زینب از قانون عشق آری اطاعت می کند

این همه آتش مزن غفاری قلب شیعه را

مزد اشعار تو را زهرا عنایت می کند

اسکندر غفاری