سفارش تبلیغ

ثبت شرکت
صبا

اشعار آئینی غفاری


بسم الله

بارالها گوش جان را بانگ  ماتم می رسد

بر ملا حال عزا بر اهل عالم می رسد

علت این ماجرا پرسیدم از پیر خرد

با اسف   گفتا که ایام محرم می رسد

هر که دارد بر سرش شور حسین بن علی

همچو مولایش حسین از بهراوغم می رسد

اهل   تقوا     می پسندد   اَلبَلاؤ   لِلوَلا

عاقبت در رتبه بر تقوای اعظم می رسد

عرصه ی مردان حق جولانگه اغیار نیست

آشنا تا ورطه ی   خط   مقدم می رسد

ای بنازم بر حسین آن یکه تاز ملک عشق

تا به عیّوق از غمش این سوز آهم می رسد

روز عاشورا چنین فرموده بر قوم دغا

بر شما لشگر ز کوفه از پی هم می رسد

من به جان اکبرم ترسی ندارم از شما

نسبتم چون بر علی داماد خاتم می رسد

قامتم  خم گشته گر داغ  برادر دیده ام

بعد عباسم دگر غم ها دمادم  می رسد

غم مخور غفاری از درد نهان پر ملال

درد خود گو برحسین دارو مُسَلّم می رسد

اسکندر غفاری